دوشنبه, 5 تير 1396

رو عنوان : پنجشنبه ها با شهدا؛
عنوان : دانشجوی شهید حسن هراتی اسكندری
تاريخ :
 ۱۳۹۵/۱۰/۱۶ 

به گزارش روابط عمومی دانشگاه زابل، مدیریت شاهد و ایثارگران با همکاری روابط عمومی دانشگاه زابل در راستای زنده نگه داشتن یاد و خاطره شهدا اقدام به راه اندازی بخش پنجشنبه ها با شهدا نموده است این مجموعه به معرفی شهدای دانشجوی، خانواده های شهدا و ایثارگران هیئت علمی و کارکنان دانشگاه زابل و همچنین دارالولایه سیستان می پردازد.

معرفی دانشجوی شهید حسن هراتی اسکندری

هفتم مردادماه یک هزار و سیصد و چهل در روستای محمد آباد هراتی شهرستان زابل کودکی دیده به جهان گشود که نام حسن بر او نهاده شد. پدر خانواده با کشاورزی و دامداری روزگار می گذراند و در حالی که کمرش زیر بار سنگین زندگی خمیده و دستانش ترک خورده بود به همراه مادری صبور و فداکار می کوشید تا فرزندانی راست کردار، مومن و با تقوا بپرواند.

پایبندی به مسایل عبادی و عشق به ولایت و اهل بیت باعث شد تا از همان کودکی محبت آل الله چون روح در وجودش دمیده شود. او علاقه خاصی به خواندن نماز و قرائت قرآن داشت.

در سال 55-54 روانه شهر زابل شد و در مدرسه راهنمایی ناصر خسرو به تحصیل پرداخت. شوق حسن به آموختن باعث شد تا همه مشکلات را پشت سر بگذارد و فقط به درس خواندن بیندیشد. پس از پایان دوره راهنمایی به هنرستان فنی شهرستان زابل راه یافت و در رشته برق مشغول به تحصیل شد. سال اول دبیرستان بود که انقلاب اسلامی ایران به پیروزی رسید او با اینکه نوجوان بود اما دلبستگی عجیبی به انقلاب و امام داشت.

شرکت در تظاهرات و آگاه نمودن مردم روستا به اهداف انقلاب را وظیفه خود می دانست. همواره پای صحبت روحانیون اعزامی می نشست و آنچه را از آنان می آموخت چون تحفه ای گرانقدر با خود به روستا می برد و به هنگام حضور در مسجد برای روستاییان درد کشیده و محروم سیستانی بازگو می کرد.

حسن، پیام رسان انقلاب به مردم روستا بود زیرا طعم تلخ نداری و محرومیت را بسیار چشیده و فقر مردم را بسیار دیده بود. به سئوالات روستاییان پاسخ می داد و آنان را به آنچه بر آنها گذشته است آشنا می کرد.

کلام و اندیشه حضرت امام را چراغ راه فردایشان می کرد و کشاورزان را به آینده امیدوار می ساخت. سعی می کرد در حد توان خود از چهره پنهان ظلم و استبداد و فقر بردارد و زیباییهای زندگی را در سایه همدلی و همراهی مردم در مقابله با بیگانگان و عناصر فقر پرور تصور کند. او که دفاع از محرومین و روستاییان نجیب را وظیفه خود می دانست به خواست مردم، عضویت در شهورای اسلامی روستا را پذیرفت و همه توانش را معطوف به خدمت به آنان کرد.

دوران سربازی را در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که تازه تاسیس شده بود، گذراند و سپس به عضویت رسمی این نهاد درآمد. همزمان با خدمت در سپاه عشق به ادامه تحصیل لحظه ای او را رها نکرد. در آزمون عمومی شرکت کرد و در رشته نقشه کشی دانشگاه یزد قبول شد. مدتی در دانشگاه درس خواند اما دفاع از میهن و حضور در جبهه را عاشقانه ترین وظیفه خود می دانست. با این عقیده دانشگاه را رها نمود و با اینکه مسئولیت سرنوشت سازی در حراست از میهن اسلامی در سپاه داشت اما نتوانست از پیوند قلبی خود با جهاد و شهادت دست بردارد، به هر کس متوسل شد تا مسئولان سپاه را متقاعد کند که با اعزام او به جبهه موافقت کنند.

در مدت حضور در جبهه طعم شیرین بیشتر عملیات را چشید. در عملیات والفجر هشت، مهران، کربلای چهار و کربلای پنج حماسه آفرید و از چندین عملیات نشان افتخار زخم و جراحت گرفت. در عملیات والفجر هشت تنش را به تکه های ترکش و گلوله دشمن سپرد، در عملیات آزاد سازی مهران شیمیایی شد. پوست بدنش سوخت و برای مدتی تسلط بر اعصاب خود را از دست داد. در مرحله اول عملیات کربلای پنج از ناحیه صورت به شدت زخمی شد و در مرحله دوم عملیات هنگام پیشروی، از ناحیه پهلو و گردن مورد اصابت گلوله قرار گرفت و به صف شهیدان گلگون کفن پیوست. اما به علت آتش پرحجم و گسترده دشمن انتقال پیکر مطهر ایشان به پشت خط میسر نشد و سی و نه روز در خاک دشمن ماند.



تمامی حقوق این سایت متعلق به دانشگاه زابل می‌باشد.